پی کور سو نوری میگردم
پی دستی شاید
و چون غریقی مانده به دریا
چوبک پوسیده ای را هم ساحل پندارم
خسته از ادمک های رنگی
با قلب های سنگی
من از امروز به فردای جهان لرزانم
وز خودم بیش از همه ترسانم
روشنک
New Coding JavaScript
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ