تبليغاتX
< همسايه بارانم در حسرت جانانم
دل نوشته



من در این تاریکی

پی کور سو نوری میگردم

پی دستی شاید

و چون غریقی مانده به دریا

چوبک پوسیده ای را هم ساحل پندارم

خسته از ادمک های رنگی

با قلب های سنگی

من از امروز به فردای جهان لرزانم

وز خودم بیش از همه ترسانم

روشنک

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط روشنك |