تبليغاتX
< همسايه بارانم در حسرت جانانم
دل نوشته



چه ارزوها

در امد

چه ارزوها داشتم من و دیگر ندارم

چها که میبینم و باور ندارم

چها چها چها که میبینم و باور ندارم

مویه

حذر نجویم از هر چه مرا بر سر اید

گو دراید دراید

که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم

برگشت به فرود

اگرچه باور ندارم که یاور ندارم

چه ارزوها که داشتم من و دیگر ندارم

مخالف

سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز

نه خوابم که سیر ستاره و ماهتابم نبرده باز

چه ارزوها که داشتیم و دیگر نداریم

خبر نداریم

خوشا کزین بستر دیگر سر بر نداریم

برگشت

در این غم چون شمع ماتم

عجب که از گریه ابم نبرده باز

چها چها چها که میبینم و باور ندارم

چه ارزوها که داشتم من و دیگر ندارم

مهدی اخوان ثالث

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387 و ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط روشنك |